چــه لحظــه ی قشنگیــه کــه بعـــد از کلـی صبـــر..عشقــــِت بشه هَمسرت
فرشته من ،
آفتاب روزگار ابریم ،
باران استجابت دعای نیمه شبم ،
هزاران بار سپاسگزارش هستم ، که اگرچه زخم خورده رهایم کرد ،
اما تو را ... آری تو را ای شکوه رستاخیز خلقت به من هدیه داد ...
این حجم دوست داشتنت را چگونه تاب آورم
که تنها دو کس را در قلب خود جای داده ام ،
او که برکت زندگیم بود و رفت ...
و تو ،ایزدبانوی زندگی ...
حتی اگر بزرگ شدی پیش من بمان ، رفتنت را تاب نخواهم آورد ...
+ نوشته شده در جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11:38 PM توسط ღ♥ღمبینا و امید ღ♥ღ